چند روزی است که در غم و اندوه سنگین از دست دادن یاسر عزیزمان به سر می کنیم، اینکه چه بر ما گذشت و می گذرد را نمی توان با واژه ها بیان کرد، حداقل من که نمی توانم.
پس از این اتفاق دردناک هنوز نتوانستم بدون از کف دادن اختیار اشک هایم، سبزپرس را باز کنم. هنوز نمی توانم به درستی به صورت حمید میرزاده، نگار حسینی، پریسا خلف بیگی، مرتضی گلپور، ثریا امینی، علیرضا حکیمی فر و خانم شریعتی نگاه کنم یا با مونا قاسمیان، محسن تیزهوش و لیلا مسروری هم کلام شوم. حتی مطمئن نیستم که بتوانم نامی از سبزپرس رودرروی مژگان جمشیدی به زبان بیاورم. اصلا نمی دانم چه گونه می خواهم در دفتر حضور پیدا کنم.
اما یک چیز را خوب می دانم که سبزپرس، به خاطر یاسر و با انگیزه یاسر و به یاد یاسر و برای ادامه راه یاسر، راه خود را مصمم تر از قبل ادامه خواهد داد. خوب می دانم که خانواده سبزپرس و سبزپرسی ها و همه دوستان و یاران ما در این راه همراهمان هستند.
خوب می دانم که راهمان در نبود یاسر سخت است؛ اما این را هم خوب می دانم که نمی شود شوق و شور و هیجان یاسر را در همین سال های نه چندان دور برای راه اندازی رسانه ای محیط زیستی و مستقل فراموش کرد. نمی توان سختی ها و ناملایمت هایی را که دیدیم و به دوش کشیدیم، فراموش کرد. نمی توان همراهی بچه های سبزپرس را فراموش کرد و مهم تر از همه اینکه نمی توان قول و قرار با یاسر را فراموش کرد.
امروز شروعی دیگر برای سبز پرس است. شروعی که سبزپرس می خواهد در برابر بزرگی تلاش و تفکر یاسر انصاری رو سفید باشد.
خوانندگان عزیز سبزپرس، یاران همراه در تشکل های مردم نهاد، دوستان و همراهان ما؛ درست است که دیگر از یاسر یادداشتی در سبزپرس منتشر نخواهد شد، اما افکار یاسر در سبزپرس تداوم خواهد داشت. افکاری که تلنگر می زد و گوشزد می کرد، افکاری که بر ناقضان قانون و مخربان محیط زیست و منابع طبیعی بدون مماشات می تازید. افکاری که موجب بقا و رشد سبزپرس شد. افکاری که توانست سبزپرس را به کانون توجهات درحوزه اطلاع رسانی تخصصی محیط زیست تبدیل کند و افکاری که همه خوانندگان سبزپرس را عضوی از سبزپرس می پنداشت.
امروز و فردا و فرداها روز حمایت از اندیشه های یاسر است، روز ادامه راه پر فروغ یاسر است.
امروز روز یاسر است.